سيد محمد دامادى

522

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

رخت خود را من زره برداشتم * غيرِ حق را من عدم انگاشتم [ مثنوى ، ج 1 ، ب 3787 ببعد ] راستى كه على در همه احوال چنين بود و چنين زيست و سيرهء او در حيات رسول ( ص ) و پس از رحلت وى و هم به وقت خلافت ظاهر هم بدين سان بود صلوات اللّه عليه . لازم به يادآورى است كه صوفيان بر عموم [ به استثناى « نقشبنديان » كه به « أبو بكر » نيز خود را پيوسته مىشمارند ] سند خرقهء خود را به استناد قول « مجد الدّين بغدادى » در « تحفة البررة » كه مىگويد : « فانّ انتساب جميع المحقّقين و المكاشفين من الاولياء و الاصفياء إلى علىّ رضى اللّه عنه بالصّحبة و الخرقة » [ شمارهء 598 نسخهء كتاب خانهء مجلس شوراى ملّى ] به نقطهء دايرهء ولايت محمّديّه متّصل مىسازند و در عقد بيعت ولويّه يدا بيد على ( ع ) را دستگير خود مىدانند و ساغر محبّت و عشق به طاق ابروى مردانهء وى مىكشند و عشق و اخلاص آن‌ها بدان ولىّ مطلق و مرشد كلّ به اقتضاى رسوخ ايشان در مسلك تصوف - امرى بسيار طبيعى است و به فرض تبعيّت صوفيان در فروع مذهب از امام اهل رأى ، أبو حنيفه يا امام شافعى - منافات و مباينتى با ارادت و إخلاص عاشقانهء هر يك از آن‌ها به حضرت مولى الموالى على ( ع ) ندارد . علاوه بر آن كه صوفيان در فروع دين تابع هيچ يك از ائمّه أربعة به تنهايى نبوده‌اند و در مسايل فرعى دين - به مصلحت وقت و حال عمل مىكرده‌اند و باز به موجب گفتهء « مجد الدّين شرف بن المؤيّد بغدادى » : « أمّا مذهب القوم فى المسائل الشّرعيّة فإنه ما أمكن لهم أن يجمعوا و يو فقّوا بين المذاهب المختلفة و أقاويل المجتهدين يجمعون و يوفقون و لا يميلون إلى ما اختصّ به واحد من الائمة و المجتهدين . » مقيّد به پيروى از شخص خاصّى نبوده‌اند و آشكارا نغمه سر مىداده‌اند كه : مذهبِ عاشق ز مذهب‌ها جداست * عاشقان را مذهب و ملّت خداست [ نگاه كنيد به ص 121 ابو سعيد نامه ، تأليف نگارندهء اين سطور ]